یک همزمانی جالب و اندکی تعقل!...

🔴 طرفداران حکومت هم خجالت می‌کشند (کانال رضا خلجی) تبرئه سعید طوسی همزمان شد با محکومیت یکصدوهفتادوپنج ساله پزشک یک تیم ورزشی در آمریکا قاضی به او گفت چون نمی‌توانم اعدامت کنم در زندان نگاه می دارم.

خواهی نخواهی در ذهن حتی حزب اللهی‌ترین طرفداران حکومت نیز این مقایسه اتفاق می‌افتد: مای منادی دین و اخلاق و آنهای سمبل زور و فساد؛ مای ام القرای جهان اسلام و تشیع و آن‌ها آمریکای شیطان بزرگ؛ متهمی که به بیت رهبری در لباس پیامبر اکرم و اعظم منتسب است و نه تنها به اخلاق عمومی لطمه زده بلکه باعث بدنامی دین و خدا و پیغمبر می‌شود و متهمی که تنها به امنیت و اخلاق عمومی آسیب می‌زند؛ متهمی که در جایگاه آموزش قرآن و اسلام است و متهمی که فقط پزشک یک تیم ورزشی بوده است؛ حکم تبرئه کامل و حکمی برای همه عمر و بسیاری مقایسه‌های دیگر.

سال ۸۲ در انفرادی‌های زندان دو الف اطلاعات سپاه نگهبان پاک دل و خوشرویی بود که در روزهای تعطیل صدای رادیو را بلند می‌کرد و حالی به زندانیان می‌داد! معمولا مسابقه ورزشی و عمدتا والیبال. تازه تیم والیبال ایران در مسابقات بین المللی گل کرده بود. روزی که تولد امام علی بود (۱۳ رجب) صدای یک سخنرانی را بلند کرده بود که سخنران به همین مناسبت به منبر رفته بود. در اواسط کار سخنان سخنران به حکومت علی کشیده شد و این که در حکومت علی چقدر آزادی وجود داشت و ایشان از حقوق مخالفان پاسداری می‌کرد و... اما ناگهان صدای رادیو قطع شد. اولین چیزی که به ذهن می‌رسید این بود که نگهبان از اینکه ما این سخنان را می‌شنویم، خجالت می‌کشد. دفاع از حقوق مخالفان در برابر انبوهی از زندانیانی که در سلول‌های انفرادی انباشته شده‌اند! عمدتا دانشجو و فعال سیاسی و روزنامه‌نگار و همه قربانی ابراز عقیده!

حال که پیچ رادیو بستنی نیست و صدای حکم تبرئه سعید طوسی به پهنای ایران و جهان پخش می‌شود می‌دانم که پاسداران حکومت نیز چه خجالتی می‌کشند و زجری می‌برند از این خبر شرم آور.

اما ناعدالتی عظیم و غیرقابل دفاعی که در این حکم و امثال آن وجود دارد تا عمق استخوان مردم را می‌سوزاند. «حس ناعدالتی» و ظلم آشکار و قلدرمنشانه در عمق جان مردم رسوب می‌کند و انباشته می‌شود. وقتی که دزد گوسفند دست بریده می‌شود و دزدان میلیاردی از اموال ملت فقیر یا به سادگی می‌گریزند و یا راست راست در برابر چشمان ملت رژه می‌روند.

اصلا قابل دفاع نیست اما قابل فهم است که چرا فلان نوجوان و جوان عاصی شده به نمادهای روحانیت (همچون حوزه علمیه) که سر منشأ این ظلم عظیم می‌داند حمله می‌کند و آتش می‌زند تا خشمش را فرو نشاند. به جای اینکه انگشت اتهام را به سمت بن سلمان و نتانیاهو و ترامپ بگیرید جلوی آینه بروید و در چهره اعمال و رفتار زشت خود بنگرید.

علما و روحانیون چرا ساکتند؟ وقت آن نیست که به یک مُنکر آشکار و ظلم عظیم اعتراض کنند؟ آیا از تاثیر و انعکاس این‌گونه دهن کجی‌های به مردم برای آینده دین خود نمی‌ترسید؟ اگر می‌دانستید که انباشته شدن این ظلم‌ها چه با روح و روان مردم می‌کند به عنوان اعتراض، داوطلبانه خودتان را خلع لباس می‌کردید تا خرج‌تان را از کارهای شرم آوری که به نام شما و دین‌تان در کشور انجام می شود جدا کنید.

آیا حکومت عدل علی که به مردم وعده داده می‌شد همین بود؟ علی که بر برادرش نیز سخت می‌گرفت. علی که از خبر ستم بر یک زن گمنام در گوشه‌ای از حکومتش به خود سیلی می‌زد. و حکومتی که یک قاری قرآن چون با مقامات مرتبط است از مجازات می‌گریزد، در حالی که پرونده‌اش بارها بالا و پایین و اعمال نفوذ شده تا حکم‌های قبلی لغو و به تبرئه کامل منجر شود. فاین تذهبون؟ به کجا می‌روید؟ ایران را شما ویران و لیبی و لبنان می‌کنید. آیا گوش شنوایی هست؟ دلسوز ملت و مملکت نیستید، دلسوز حکومت خودتان هم نیستید؟ از طرفداران خجالت زده خودتان هم شرم نمی‌کنید؟ بترسید از حس ناعدالتی که در عمق جان و روان ملت رسوخ کند.

/ 0 نظر / 155 بازدید