اکثر روایات تاریخ کربلا، ساختگی، دروغ و جعلی است!...ق 2

  تشنه بودن "حسین بن علی" در کربلا افسانه و دروغی بیش نیست!

همه ما داستان حسین و عاشورایش را شنیده ایم؛ جامعه و روحانیت شیعه، مغز ما را از خردسالی با این داستان به ظاهر قهرمانانه و حماسی آشنا کرده اند.

آیا این داستان و وقایع آن را به صورتی که واقعا اتفاق افتاده بود به ما گفته اند؟ یا که نه همه اینها دروغی برای باز نگه داشتن در دکان پر نعمت آخوندها و روضه خوانان بوده است؟

به ما گفته اند حسین و یارانش تشنه لب شهید شدند، جالب است که کتاب های خودشان به صراحت به وجود آب در خیمه ها اشاره شده تا جایی که حسین و یارانش قبل از جنگ به حمام می روند و برای رفع موهای زاید واجبی می کشند!

 به این سند توجه کنید:

چون به حسین نزدیک شدند، فرمودکه برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که "ندازه ای مشک آوردند و در "جامی بزرگ" با آب در آمیختند؛ در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیگر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و هریکی کوشیدند که پس از حسین، او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بیر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.

تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، انتشارات اساطیر، تهران 1382، پوشینه پنجم برگ 2235

نوره کشیدن از فرهنگ فارسی معین: (رِ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل .) (عا.) مالیدن نوره به بدن ، واجبی کشیدن

 

"سید بن طاووس" در کتاب مشهور "لهوف" چنین نقل می‌کند :

 

《هنگامى كه روز عاشورا فرا رسيد، امام حسين صبح زود، دستور داد خيمه‏ هایی برپا كردند، و ظرف بزرگى در ميان خيمه نهادند و در ميان آن ظرف مشک فراوان بود، و در كنار آن (يا در داخل آن) نوره نهادند، آنگاه امام حسين عليه السّلام براى تنظيف به درون خيمه رفت.

برير بن خضير همدانى، و عبد الرّحمن بن عبد ربّه انصارى بر در خيمه ايستادند تا بعد از امام حسین براى تنظيف داخل خيمه شوند، در اين هنگام برير با عبد الرّحمن شوخى مى‌كرد و مى‏خنديد. عبد الرّحمن به او گفت: «اى برير! آيا مى‏‌خندى؟ اكنون وقت خنده و شوخى نيست.» برير جواب داد: «بستگانم مى‏‌دانند كه من نه در جوانى و نه در پيرى اهل شوخى و بيهوده گويى نبوده و نيستم، امّا اكنون كه شوخى كردم به خاطر شادى بسيار است كه در پيش داريم، سوگند به خدا فاصله ما با معانقه با حوريان بهشتى، جز ساعتى نيست كه ما در اين ساعت با اين دشمنان بجنگيم و كشته شويم.»

 

غم نامه كربلا (ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف‏)، سيد على بن موسى بن طاووس (م ۶۶۴ هجری)، مترجم: محمد محمدى اشتهاردى‏، تهران، نشر مطهر، چاپ اول‏: ۱۳۷۷ ش‏، صفحه ۱۱۹

 

ترجمه لهوف، نوشته سید ابن طاووس، ترجمه از : سید الوالحسن میر ابوطالبی، صفحه ۱۳۷ و ۱۳۸، قم، انتشارات دلیل ما، چاپ پنجم : پائیز ۱۳۸۸

 

امام محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ طبری چنین می نویسد :

《 [پیش از شروع جنگ در کربلا] حسین بگفت تا خیمه ای به پا کردند و مقداری مشک بیاوردند و در کاسه‌ای بزرگ یا سینی‌ای ریختند.دگوید : آنگاه امام حسین وارد خیمه شد و نوره کشید》.

ترجمه تاریخ طبری، جلد ۷ ، صفحه ۳۰۲۱ ترجمه از : ابوالقاسم پاینده

این همه آبی که برای استحمام به کار رفته، آب ۶ ماه علی اصغر را تامین می کرد!

با توجه به منابع و اسناد معتبر به هیچ عنوان نمی‌توان پذیرفت که حسین بن علی و یارانش در کربلا تشنه بوده اند و با توجه به اینکه حسین و یارانش صبح عاشورا به حمام رفته‌اند و مقدار زیادی آب مصرف کرده‌اند، این نشان از وجود آب به مقدار فراوان بوده است که می‌توانستند از آن برای آشامیدن نیز بهره ببرند!

تشنه بودن "حسین بن علی" در کربلا، افسانه و دروغی پیش نیست

 

 در این قسمت مشخص میشود که عباس بن علی با پنجاه نفر از سربازان سواره و پیاده اش، با مشکهای فراوان رفتند و آب آوردند‌!

به این روایت در مورد آب آوردن عباس در کربلا توجه کنید:

《عباس بن ابی طالب برادر خویش را پیش خواند و با سی سوار و بیست پیاده فرستاد و بیست مشک همراهشان کردندکه شبانگاه برفتند و نزدیک اب رسیدند و نافع بن هلال جملی با پرچم پیشاپیش می رفت. عمرو بن حجاج زبیدی گفت : کیستی بگو برای چه آمده ای؟

گفت : آمده ایم از این آب که ما را از آن بداشته اند بنوشیم.

گفت : بنوش، نوش جانت

گفت : نه، تا حسین و این گروه از یارانش که می بینی تشنه اند یک قطره نخواهیم نوشید.

....گوید : و چون یاران نافع نزدیک رسیدند به پیادگان گفت : مشکها را پر کنید. پیادگان هجوم بردند و مشکها را پر کردند. عمرو بن حجاج و یارانش پیش دویدند.

.‌.. گوید : یاران حسین با مشکها بیامدند و آن را پیش وی بردند》.

 

ترجمه تاریخ طبری، جلد ۷، صفحه ۳۰۰۶ و ۳۰۰۷

 

کاملا واضح و مشخص هست که نه دست عباس قطع شده و نه پایش، بلکه سالم و سلامت آمدند و بدون قطعی عضو آب را به نزد حسین و اصحابش بردند!




/ 0 نظر / 106 بازدید