بیاد حسین پناهی......

دلم برای حسین پناهی تنگ شده.........

خیلی دلم میخواست بدونم اگه اینروزا زنده مانی میکرد ، چی میگفت!!!!

اما واقعا چه شهامتی داشت......

وقتی که همه بلیط به دست ، توو صف نامرئی مرگ ایستاده بودند؛

  بدون توجه به هیچ نگاه هرزه ای ،

دوید و بی بلیط سوار قطاری شد ، که خیلی ها دلشون میخواد ازش جابمونن...

یادش بخیر......

وقتی با بغض میگفت :

 آری...گلم....دلم ...... حرمت نگه دار؛کاین اشکها خونبهای عمر رفته من است...

روحش شاد............یادش به دل.......

                  محمد جاوید-1390.10.6-هشتگرد

/ 5 نظر / 29 بازدید
مهسا

مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدیست یا میزان سودش به ضررش یک به صد است.طفل معصوم بدور سرم میچرخید به خیالش قندم مگس خوبی بود من به این جرم کشتمش که یاد تو را از سرم بیرون میکرد. حسین پناهی

الهام

ممنون كه سر زدين[گل] بازم بياين

فرشاد

سلام دوست من ... دست نوشته هایت زیبا هستند و خواندنی ..لذت بردم ...یه سری به ما بزن[گل]

کنکوری

قشنگ بود دددددددددددددددددددددددددددد[لبخند]

fariba

ازآجيل سفره عيد چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛مي شکنند دندانساز راست مي گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ![گل]