اسلام و انقلاب با هم سازگاری ندارند


گفتگوی «داریوش شایگان» با «دِویروپا میترا» در نشریه‌ «وایر»، در سال ۱۳۹۶

ترجمه متن از : عرفان ثابتی


 نسل بعد از انقلاب در دنیایی پسااسلامی زندگی می‌کند.


تنها گروه اجتماعی‌ای که به شدت در برابر انقلاب مقاومت کرده‌اند‌ زنان بوده‌اند. کار درخشانی کرده‌اند. جمهوری اسلامی نتوانسته است زنان را مهار کند.


هند در آسیا نقشی شبیه به یونان در غرب داشته است. تأثیری که گذاشته حیرت‌آور است. و البته روابط ما هم با هند بسیار نزدیک بوده است، چون احتمالاً در گذشته‌ی بسیار دور با هم می‌زیستیم. نمی‌دانیم چه زمانی، اما حدود سه چهار هزار سال قبل، جامعه‌ی «هندوایرانی» وجود داشت، و بعد از هم جدا شدند. بعضی از آن‌ها به شبه‌قاره‌ی هند رفتند، و بعضی دیگر به فلات ایران. وقتی به کتاب‌های کهنی مثل اوستا و وداها نگاه می‌کنید، می‌بینید که زبان‌هایشان تقریباً هم‌خانواده‌اند.


ما در دنیای خطرناکی زندگی می‌کنیم چون آمریکا مهم است. تنها ابرقدرتی است که وجود دارد.


پوتین هم شطرنج‌بازی ماهر است. او می‌خواهد در صورت امکان امپراتوری روسیه را از نو بسازد.


دنیا پر از دیوانه‌ است.


تا وقتی که روحانی روابط دیپلماتیک مناسبی با آمریکا نداشته باشد، موفق نخواهد شد.


ایرانی‌ها مردمی بسیار مغرورند. ما سه امپراتوری بزرگ داشته‌ایم: هخامنشی، اشکانی، و ساسانی. این سه در مجموع هزار و چهار صد سال دوام آوردند. قلمروی این امپراتوری‌های عظیم از هند تا اروپا و مصر و شمال آفریقا را در بر می‌گرفت. این در ضمیر ناخودآگاه ایرانی‌ها وجود دارد. این که زمانی مهم بوده‌اند مایه‌ی غرورشان است.


درباره‌ی اسلام هم، باید گفت که همه‌ی فیلسوفان بزرگِ مسلمان ایرانی‌تبار بوده‌اند. نمی‌خواهم حرف‌های میهن‌پرستانه بزنم، اما ابن سینا، غزالی، فارابی، و سهروردی همگی ایرانی بودند. حتی دو رکن تشیع مبتنی بر باورهای ایرانی است.

یکی ایده‌ی «ناجی» است، همان طور که در آیین بودایی ایده‌ی «مایتریا»، بودای آتی، وجود دارد. در آیین زرتشتی هم ایده‌ی سوشیانت، زرتشت آتی، وجود دارد. در اسلام شیعی هم ایده‌ی مهدی، امام دوازدهم، وجود دارد.

دومی ایده‌ی سلسله و خاندان است، زیرا همه‌ی امامان به یک خاندان تعلق دارند. این دو ایده ایرانی‌اند. به همین دلیل، ایرانی‌ها تشیع را به آسانی پذیرفتند.


حیرت‌آور است که مردم به آرامگاه کورش کبیر در پاسارگاد می‌روند تا زادروز او را جشن بگیرند. هزاران نفر به آن‌جا می‌روند. مسئولان جمهوری اسلامی آن قدر ذهن مردم را از اسلام اشباع کرده‌اند که مردم واکنش نشان می‌دهند. نمی‌گویم که اسلام را قبول ندارند، می‌گویم که از آن دل‌زده شده‌اند.


در بلندمدت، من به آینده‌ی ایران بسیار خوشبین‌ام. در کوتاه‌مدت، فراز و نشیب‌های فراوانی خواهیم داشت.


انقلاب ایران تأثیر عظیمی بر سراسر دنیا گذاشت. می‌بینید که پس از انقلاب ایران روس‌ها به افغانستان حمله کردند؛ آمریکایی‌ها به مجاهدین افغان کمک کردند؛ بعد القاعده به وجود آمد، بعد طالبان، بعد آمریکایی‌ها به عراق حمله کردند، که کاری احمقانه بود. بعد نتوانستند عراق را اداره کنند، و حالا با داعش می‌جنگند. می‌بینید که سلسله رویدادهایی یکی پس از دیگری به طور خودکار رخ داد. اما کل ایده‌ی «افراط‌گرایی اسلامی» با انقلاب ایران شروع شد.


در ایران تعداد آدم‌های نوکیسه خیلی زیاد شده، مشکل ما این است.


اسلام و انقلاب با هم سازگاری ندارند. انقلاب ایده‌ی مدرنی است که در اواخر قرن هجدهم در فرانسه باب شد و تأثیر اجتماعی عظیمی داشت. اما اگر به قرآن نگاه کنید، حتی واژه‌ای معادل «انقلاب» پیدا نمی‌کنید. مفهوم انقلاب نه در ایران وجود داشته، نه در هند، و نه در چین.


سال‌ها قبل کتابی به زبان فرانسه با عنوان انقلاب دینی چیست؟ نوشته بودم. آن‌جا گفته‌ام که: وقتی دین در دام انقلاب می‌افتد، به ایدئولوژی تبدیل می‌شود. این فرایند را ایدئولوژی شدنِ دین نامیدم. وقتی دین به ایدئولوژی تبدیل شود، مثل هر ایدئولوژی دیگری خواهد شد: ساحتِ متعالی‌اش را از دست می‌دهد.

- چه بودیم و چه شدیم. قرار بود که کره‌ی جنوبی باشیم اما سرانجام کره‌ی شمالی شدیم.


در کل، انقلاب ایران نوعی شکست و ناکامی بود. از هر نظر. مثل همه‌ی انقلاب‌ها. انقلاب، همیشه شکست است.


متن کامل👇

https://thewire.in/external-affairs/the-problem-with-iran-is-that-since-the-revolution-it-has-always-taken-a-stance-against-the-west


/ 0 نظر / 287 بازدید