انتظار....

انتظار سخته.........

وقتی که نمیدونی بری یا بمونی........

وقتی که همه اش فکر میکنی هر لحظه ممکنه همسفرت بیاد،

هر لحظه، هر صدائی دلت رو به صدا و حرکت میاره......

هم نا امیدی، هم امیدواری.....

تا میائی حرکت کنی، دوباره سرت بر میگرده به طرفی که اون ممکنه از اونجا بیاد، پاهات شل میشه و دوباره..... و ده باره ....... و صد باره....... از حرکت باز میایستی.......

کاش آدما، اینقدر از خودشون مطمئن بودن و اینقدر معرفت داشتن، که وقتی میرفتن،

یه کلمه میگفتن:

خدا حافظ، برای همیشه............

و دیگری رو بر سر دوراهی ادامه زندگی حیرون موندن یا رفتن نمیگذاشتن.

                       محمد جاوید - هشتگرد

/ 3 نظر / 30 بازدید
حسین

وقتی که سخته تصمیم گرفتن سخته وقتی می خوای بری اما دلت گیره وقتی میدونی موندنت بی فایدس وقتی بغضت مثل پلک زدن چشمات میشه ،هر ثانیه تازه میشه برات این وقتا شده تمام اوقات من از خودم دلگیرم از خودم نا امید نمی دونم این اسمش زندگی کردن یا مردن اما هر چی هست می خوام زودتر تموم شه

آرزو

گاهی وقتا آدما از خودشون مطمئن هستن که رفتن، این ما هستیم که از خودمون مطمئن نیستیم که بریم و یه قصه ی دیگه شروع کنیم یا بمونیم و این قصه رو هی مرور کنیم...