مکاشفه مرد است؛ عشق زن

همانطور که مرد و زن نیمه های یک کل هستند،

عشق و مکاشفه نیز چنین اند.

مکاشفه مرد است؛ عشق زن.

ملاقات مکاشفه و عشق ملاقات مرد و زن است

و در آن ملاقات،

ما انسان متعالی و فرا مادی را خلق می کنیم ،

که نه مرد است و نه زن.

اشو


/ 3 نظر / 16 بازدید
.:: حامد ::.

فکر نمی کنی که اگه زیر دیپلم بنویسی آمار بازدید روزانت می ره بالا؟؟؟ دادا من هنگ کردم... [ماچ]

فرامرز

چشم گذاشتی قایم می شوم تا دویست می شماری چرا اینقدر طولانی ؟ گفتی : جای خوبی قایم شو . کاش زودتر می فهمیدم در انتظار ناپیدا شدنم هستی ... وب واقعا زیبایی داری اگه وقت کردی به من هم سر بزن[خداحافظ]

ابرک دلشکسته

خردمندچینی پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد كه به زن گریانی رسید. از او پرسید : چرا گریه می‌كنی؟ زن پاسخ داد : وقتی به زندگی ام می اندیشم ، به جوانی ام، به زیبایی ام كه در آینه می دیدم و به مردی كه دوست داشتم. احساس می كنم كه خداوند بی رحم است كه قدرت حافظه را به انسان بخشیده زیرا او می دانست كه من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم. مرد خردمند در میان دشت پر از برف ایستاد و به نقطه ای خیره شد و سپس به فكر فرو رفت. زن از گریستن دست كشید و پرسید : در آن جا چه می بینی؟ خردمند پاسخ داد : دشتی از گل سرخ. خداوند آن گاه كه قدرت حافظه را به من بخشید بسیار سخاوتمند بود، زیرا او می‌دانست در زمستان می توانم همواره بهار را به یاد آورم و لبخند بزنم .