ماندن ؟ رفتن ؟ کدامیک؟؟؟؟؟؟؟

ماندن همیشه خوب نیست،

   رفتن هم همیشه بد نیست.

گاهی رفتن بهتر است. گاهی باید رفت.

باید رفت تا بعضی چیزها بماند.

اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.

اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند.

گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی ست با خود برد، مثل یاد، مثل خاطره، مثل غرور،

و آنچه ماندنی ست را جا گذاشت، مثل یاد، مثل خاطره، مثل لبخند.

رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی، بروی.

و ماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی بمانی.

برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.

برو و بگذار رفتنت بیش ازآنکه دردی بر دلی بنشاند، خاطره ای پر حسرت بشود.

برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوش ِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد.

عشقت را بردار و برو. خوب برو. زیبا برو.

سر به زیر برو هرچند با اندوه. با لبخندی بر لب برو هر چند باری سنگین بر دل و دوش.

شاد برو، شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت، عشق شناخت.

برو و بدان هر جا بروی دست عشق را بر شانه خود حس خواهی کرد.

نگاهت عاشقانه خوهد شد و صدایت آشنا.

وقار را در گامهایت می توان دید و اندوهی عارفانه را در لبخندت.

همه اینها از آن است که عشق قلب ترا مأمنی برای بیتوته خویش یافته و همراهت خواهد ماند تا محضر حضرت دوست.

آنکه می ماند اسیر عادت و خویشتن خواهی می شود.

ذائقه جانش تلخ می شود از شور و شیرین های زودگذر و غبار می نشیند بر آینه روحش.

رفتن همیشه بد نیست.

آنگونه باید بروی که دیده شوی و حضورت مثل لمس بال یک پروانه حس شود.

آنگونه برو که هیچ نگاهی نتواند ترا انکار کند و هیچ دلی نتواند ...

برو، فقط برو.

وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...

 وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...

    وقتی بروی همه چیزهایی که باید بیاید می آید...

(الف-بارانی)


/ 8 نظر / 264 بازدید
گلی

خیلی قشنگ بود بعد این همه مدت یه چیزی خوندم که به دلم نشست[تایید]

خیلی زیبا و با معنی بود , مرسی

فاطمه

سلام وب شما علاوه بر زیبایی پر از محتوا ست . آری باید رفت گاهی باید رفت ..... دوست عزیز خوشحال میشم منو باسم باران نیکی لینک کنید

zahra

خیلییییییییییییییی ززیبا بود

soheyla

ربط ما چیست؟ - تولید ملی و کار-افزائی در یک جامعه مستلزم وجود داشتن بازار تقاضا برای نتیجه کار، برای کالا و سرویس، برای مدرک و خبرگی افراد آن جامعه است! یکی از اصول تولید ملی و کارافزائی داشتن بازار تقاضا برای نتیجه کار،برای کالا و سرویس و خبرگی و مدرک تحصیلی ئی است که ما میتوانیم عرضه کنیم. اگر بیشتر کالا های مورد نیازمان را وارداتی میخریم، تعجبی نیست که تحصیلکرده ها، کارشناسان، کارکنان و کارگران و سرمایه گذاران داخلی ما بیکار مانده یا به سرمایه شان اضافه نمیشود... اگر تمام یا بیشتر نیاز و درخواست بازار تقاضای محلی و داخلی کشور هفتاد و چند میلیونی ما توسط واردات ارضائ شده است، نه تنها کاری برای ما نمانده که انجام بدهیم و نیازی به اکثریت ما نخواهد بود، بلکه امکان فعالیتهای اقتصادی، تولید ملی، مدیریت و حل کردن مشکلات و ابداع و پیشرفت هم از مملکتمان خارج شده و به مردم سازنده و تولید کننده آن واردات داده شده است... لطفا بقیه مقاله را در بلاگفا بخوانید - ربط ما چیست؟ 4# فصل چهارم http://soheylashakerine.blogfa.com/post-23.aspx ممنون میشم اگر لینکم کنید.

حمید

دلم گرفت . . . میخوام گریه کنم