سلام....

10 روز سفر هم به پایان رسید.......

به هرکی میگم ، میگه اووووو ده روز..... اما انگار 1 روز بود.....

جای همه عاشقای بارون خالی بود.... اونم بارون نم نم و ریز شمال ...... البته شبائی هم بود که بارون میخواست همه چی رو سوراخ کنه.... شاید اونم درد فراق رو حس کرده ؟؟؟؟

به بارون سلام همه عاشقا و تشنه هاش رو رسوندم.....

شرح سفر رو در پستهای بعدی مینویسم...... وقتی که تونستم جمعشون کنم...... و وقتیکه دیدم .............

اینجا هنوز هواغم داره....... کاش میشد که دیگه برنگردم به این شهر........

چقدر جای بارون خالیه.................

/ 1 نظر / 47 بازدید
شهاب

سلام عزیزم چطوری؟؟ راستی نوشته هات خیلی باحالن تا حالا دقت نکرده بودم مرسی که همیشه به یادمی امیدوارم بتونم جبران کنم[نیشخند] بد دردیه عاشقی[خنثی]