تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱ | ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد جاوید

ای کاش

 این بغض فروخورده، سر باز میکرد

 و دمی با آب اشک

سوزش دل را فر مینشاند.....

به چه خاموش کنم اتشی را که در آن گرفتارم....؟؟؟

خدایا.......

ابراهیم ، خلیلت بود .....

آتش را بر او گلستان کردی.....

من، ذلیلت هستم.....

بسوزانم، خاکسترم کن.....

توان سوختن

بیش از این میسرم نیست.

هرچند....میدانم....مطمئنم....

از آن بالا به نظاره نشسته ای و لبخند میزنی؛

چون میدانی، که

این نیز بگذرد!!!!!

                محمد جاوید- یکم بهمن ماه نودُ 2- پردیس



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی