تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد جاوید

میگه: من خععععععععععععععععععععلی خوبم......

هنوز مونده تا قدر من رو بدونی...!!!!!!!!

و هزار جور مزخرف و خزعبل دیگه که حیفم میاد ذهنمو برای به کلمه در آوردن اون اباطیل و انگشتامو بخاطر نوشتنشون خسته کنم........

بماند....

میگم :

اگه به چیزائی مینازی که خالق بهت داده، که نازیدن نداره ؛

خر رو آفریده ، سوسک رو آفریده ، طاووس رو هم همون خلق کرده!!!!

پس پشت خلقتش و حکمتش چیزیه که ما ازش سر در نمیاریم.......

اما اگه به چیزائی مینازی که

خودت توو این دنیا یاد گرفتی و با زحمت بدستشون آوردی و براشون تاوان از جان دادی.............................

یهو ذهنم پرید وسط و گفت : خدا وکیلی مگه غیر از رسیدن به نعمتهای خداوندیش برای چیز دیگه ای هم وقتشو هدر داده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ توو این چند ساله چند برگ کتاب خونده مگه ؟؟ کدوم هنری رو ارائه کرده ؟؟ توو کدوم دانشگاه یه بار مشروط شده ؟؟ چند تومن به یه فقیر واقعی کمک کرده ؟؟ چند بار رفته عیادت یه مریض ناشناس توو بیمارستان ؟؟ چند بار با جسارت پای حرف راستش مونده ؟؟چند بار تمرین آدمیت و گذشت کرده ؟؟؟

همش این ذهنم میپره وسط نمیگذاره حرفمو بگم.......

خلاصه...... اگه به چیزائی مینازی که خودت بدستشون آوردی، اینو یادت باشه :

درخت هر چقدر پر بار تر ، سر به زیر تر.......

با این در افشانی ها و ادا اصولات، یاد یه شعر از فخر الدین اسعد میافتم:

تو چون طبلی که بانگت سهمناک است ...ولیکن در میانت باد پاک است.

بِپا باد، نَبَرَدِت !!! که اونی که یابو ورش میداره ، عاقبتش زمین خوردنه.....شک نکن!!

از ما گفتن...........

                            محمد جاوید- بیست و سوم دیماه نودُ 2- پردیس



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی