تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/۱٧ | ۳:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد جاوید

شروع میکنم......

نمیدونم از کجا ولی دستم رو باز میگذارم  تا خودش بگه!!!

آخرین پست وبلاگم رو اواخر سال نود و یک نوشتم....

از اون موقع تا برج 6 امسال دسترسیم به اینترنت محدود بود(بخوانید بدون دسترسی) 

بعد از اون هم فیسبوک و کار عکاسی و خرده کارای دیگه، نمیگذاشت تا مطلبی بنویسم...

امروز بعد از 8-9 ماه اومدم توو کلبه ای که توو فضای مجازی ساخته بودم ، درش رو باز کردم، خاکش رو گرفتم، نامه هائی که برام از لای در انداخته بودن توو خوندم و بعضی هاشون رو جواب دادم، الان هم یه چائی ریختم برای خودم و نشستم و دارم براتون قصه ام رو میگم.........

اینقدر حرف داره از کله ام میگذره که نمیدونم کدومشو تعریف کنم!!!! سالها پیش ، یه دوربین عکاسی داشتم که مادر بزرگم از دیار کفر برام سوغاتی آورده بود، یه دوربین ricoh 135  با یه لنز ثابت 50 میلی متری ... (حرف 30 سال پیشه........) عکس باهاش میگرفتم و کلی حال میکردم.....نمیدونم اون دوربین چی شد ؟؟؟؟؟ اما میدونم از 3-4 سال پیش که شغلم رو بوسیدم و گذاشتم کنار ف تصمیم گرفتم برگردم به همون عشق بازی قدیمم و عکاسی کنم ، یه دوربین Nikon D90 خریدم و شروع کردم .....یه کم که گذشت ، فهمیدم که خیلی چیزا هست که باید یاد بگیرم و افتادم دنبال یاد گیری ....الان دو سال و نیمه که دارم دوره های مختلف رو میگذرونم و به لطف خدا ، استادائی رو داشتم که همشون عاشق این کار بودن و با جون و دل آموزش میدادن؛ من هم البته هدفم روشن بود و با پشتکار تونستم راه رو طی کنم؛به هر روی ، امروز داره نزدیک به3 سال میگذره و خیلی چیزا یاد گرفتم...... 

میخوام یه چیز بگم....... هدفتون رو از زندگی گم نکنین!!!!!! آرزوهاتون دست کم نگیرین و برید دنبالش ...هیچ وقت هم برای شروع دیر نیست....فقط تغییر شرایط، شهامت و زحمت میخواد ، که همه دارن و بعضی ها ازش غافلند.

این نه نصیحته ، نه حکم!!!!!!

فقط تجربه منه توو مسیر سخت زندگی....

ضمنا دوباره میخوام نوشتن رو شروع کنم....ببینم چی پیش میاد!!!

دوستتون دارم و براتون بهترین ها رو آرزومندم

یا حق

محمد جاوید - دیماه نود و 2 - پردیس



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی