تاريخ : ۱۳٩٠/٥/٢٤ | ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد جاوید

سالهابود ، کودکانه،

در رویائی شیرین.....

خود را در اغوش مادری میدیدم؛ مهربان..

که فداکارانه، پستان پر از زندگیش را

در دهانم نهاده بود .....و.... من میمکیدم....."شیره زندگی" را.....

تنها، وقتی " چشم گشودم"

دیدم...... تنها هستم

و پستانک خیال در دهانم.........

باید برخاست..........

به دور باید افکند، پستانک های خیال را،

و "تنها" بود.............

در آغوش پر مهر "زنـــــــــدگــــــــی"

"لحظه حال" را ،مکیدن باید.....

            محمد جاوید-17-5-1390هشتگرد



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی