تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٠ | ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد جاوید

یک سال پیش بود که بالاخره نوشتن مشق عشق رو شروع کردم.....

بالاخره خودکار رو کنار گذاشتم و دستم رو با کیبورد آشتی دادم و به دلم هم گفتم : با هاش خوب باش.... اونم مثل کاغذه....  فقط یکمی مدرن تر !!!!  بگو اونی رو که چند وقتی بود با کاغذ و خود کار میگفتی...... و حالا .... یکسال گذشت از اون نصیحت من ..... از دلم ممنونم.... قبول دارم که هنوز هم خیلی وقتا باید کاغذ رو ببینه تا بتونه حرفاش رو بهش بزنه...اما انصافا با دوست جدید و مدرنش هم درد دلهائی داشت.....

یکسال..... 365 روز...... چقدر زود گذشت.....

یکسال با خودم گفتم: از دل برود هر آنکه از دیده برفت!!

اما دیدم :  از دیده برفت آنکه از دل نرود....!!!

از  اون شوریدگی پارسال اما..... الان یه غم کهنه مونده که دیگه نمیشه از خودم جداش کنم...... با وجودم گره خورده و باعث خیلی از اتفاقائی شده که امروز که میبینمشون از وجودشون خرسندم...... بگذریم....

توو این یکسال با خیلی از دوستانی آشنا شدم که ندیدمشون، اما از راه دور تونستیم با هم دوست بشیم و دغدغه "غم و شادی" همدیگر رو داشته باشیم.... یه عده موندن و یه عده رفتن ....اما این مهمه که همه موندنی شدن!!!

از همه موندنی ها سپاس گذارم ..... همه دوستانی که با مهرشون من رو به این دنیای مجازی سنجاق کردن و بهونه ای شدن که بتونم بنویسم و درد دل کنم..... و اونا گوشای خوبی شدن برای شنیدن ...... از همه تون ممنونم.......

و دیگر اینکه: ماه رمضان از راه رسید.... کاری به حکومت و نوعش و این که چی به سر اعتقادات مردم اورده ندارم..... فقط در یک کلمه : امیدوارم توو این ماه مبارک، قدر خودمون رو بیشتر بدونیم و آزمونی بشه برای اینکه ببینیم چند مرده حلاجیم!!!!

از همه تون التماس دعا دارم.......... و دست آخر هم:

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست...... هر کجا هست خدایا، به سلامت دارش.

یا حق.......

                   محمد جاوید- 9-5-1390 (برابر با اول ماه رمضان) هشتگرد



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی