تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٢٤ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد جاوید
... امشـــــــــــــــب دلـــــــــــــــم می خواست تمام کوچه های دروس را تا بالای احتشامیه - خلاف جهت آب جوی ها - قدم بزنم و یک نفر برایم تعریف کند که چطور "قیاس" می تواند مفهوم پیدا کند در یک دنیای افلاطونی و فکر کنم به کلمه ی دلتنگی که در هیچ زبانی معادل فارسی ندارد و قشنگترین اتفاق بد دنیاست. چه حس بی کلامی است دلتنگـــــــــــــــــــی!
پر است از سکوت که انگار بعد چهارم آن است و وقتی میآید ، زندان سه بعدی یودنش را میشکند و بعد حس آشنای یک جور خلسه ی غریب ...!

... چیزی در فضای اتاق هست که آزارم میدهد ، اما نمیدانم چیست. دلتنگی را نمیشود با بطریهای شیشه ای و قوطیهای فلزی پاک کرد. مثل خیلی چیزهای دیگر. دوباره خاطره ی کسی را به یاد آورده ای که تازه به نبودنش عادت کرده ای ؛ و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته میشود و آنوقت تو می مانی و جاسیگاری کوچکی که پر است از ته سیگارهای مچاله ، که زمانی فقط یک سیگار بوده اند و حالا قرار است بگویند که اینجا اتفاقی افتاده است...!

... همیشه از جایی آغاز می شود که انتظارش را نداری. یک مرتبه به خودت می آیی و می بینی وسط خاطره ای افتاده ای که تمام روزهای گذشته خواسته ای فراموشش کنی. هر چه با خودت تکرار کنی که همه چیز تمام شده و دلیلی برای یادآوردنش وجود ندارد ، باز یک روز با بهانه ای حتی کوچک ، خودش را از گوشه ی ذهنت بیرون می کشد و هجوم می اورد به گذر دقیقه های آن روزت...!

... وقتی کسی نداند که کجا و چه طور همه چیز تمام شده و نداند که برای کدام سنگ تکه تکه شده باید اشک بریزد ، وقتی خاطره ای نمانده باشد که شب و روز تکرار شود به یادت بیاورد همه چیز را ، نبودن دیگر معنا ندارد ، مثل انتظار و اشتیاق دیدن و حرف زدن با سنگی شکسته...!

مرگ بازی (مجموعه داستان) / پدرام رضایی زاده


تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٢٠ | ۸:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد جاوید

یک عده از دوستان خوبم ابتکار بخرج دادند و یه قرار زیست محیطی رو ترتیب دادن...... از بس که آشغال و زباله های گردشگر نما ها توو جزیره میانگکاله ولو شده ، دلشون سوخته برای پرنده های مهاجری که میخوان مدتی رو در کشورمون بمونن....لینک مطلب رو میگذارم.....این کمترین کاریه که در برابر اقدام بزرگ و سمبولیک اونا میتونم انجام بدم.....ضمن اینکه، با کمال افتخار همراهشون میرم و امیدوارم که هر کدوم از شما دوستای خوبم که این مطلب رو میخونید ، با لینک دادن به وبلاگ میانکاله ، تبلیغ رو بیشتر کنید تا این اقدام بیشتر منعکس بشه....به امید روزی که زمین از شر ساکنانش در امان باشه......

http://miankalehsit.persianblog.ir/post/329/

روزگارتون قرین عشق و برکت.......

تا بعد.......بدرود



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٢٠ | ٧:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : محمد جاوید



تاريخ : ۱۳٩٠/٧/٥ | ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : محمد جاوید

آنقدر ، در مقابل محبت،


دست و پایم را "گم" کردم؛


که "دیگران"


من را "بی دست و پا" میبینند!!!!!

 

محمد جاوید- هشتگرد



  • وبلاگ شخصی
  • روز مهدی